احمد بن محمد ميبدى

82

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

اول ، باكى و گناهى نيست و هركس هم تأخير اندازد گناهى بر او كه پرهيزكار باشد نيست و شما از خشم و عذاب خدا بپرهيزيد و بدانيد كه همهء شما حشر خواهيد داشت و بسوى او بازگردانده مىشويد ! 204 - وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ . از جملهء مردمان كسى است كه سخن او تو را شگفت آيد در زندگانى اين جهان ، و خدا گواه است كه او چه در دل دارد و از سخت‌ترين و ستيزه‌جوترين دشمنان است ! 205 - وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ . اين‌چنين كس چون از نزد تو برود كوشش دارد كه در زمين فساد كند و كشتهء دانه‌ها و نسل جانوران را تباه سازد و خداوند دوستار فساد و تباهى نيست . 206 - وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ . چون او را گويند پرهيزكار باش ، زور كافرى و غرور او را به گناهكارى بگيرد و او را همان دوزخ پسنديده است كه به آرامگاهى است ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 200 - فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ . . . تا آخر آيه . آغاز مناسك حج و عمره نيّت است و اول ركن آن احرام ، و خداوند از روى اشارت مىگويد : هركس به تن از خانهء ما زيارت كند ، بايد از جامه بيرون آيد ، هركس به دل قصد حضرت ما دارد ، بهتر كه از مراوده‌هاى بشرى بيرون آيد ، و چون به درگاه من مىآئيد به صفت درويشان آئيد ، سر و پاى برهنه ، نه جامهء نيكو ، نه بوى خوش ، نه صحبت جفت ، تا درويشان ، پادشاهان جهان و جهان‌داران را چون خود بينند و قدر درويشى بدانند و خطر آن را بشناسند ! آرى هركه گوهر درويشى شناسد ، آسان آسان از دست ندهد ، سيرت درويشان در راه دين چنان بايد كه سيرت حاجيان در اعمال حج ، كه از هرچه ناشايسته است چشم بپوشند ، روش دين‌داران هم بدين‌سان نهادند كه چشم خويش از ديگران فروگيرند و دل خويش هم چون كاروان‌سراى گدايان منزل هر بيهده نگردانند و اگر جمله حاسدان و جاهلان متفق شوند و آنان را نشانهء طعن خويش قرار دهند ، آزادوار برگذرند و مكافات نكنند و روى با خود كنند و بر نفس خود چون خصم خود برخيزند و گويند : با خود ز پى تو جنگها دارم من * صد گونه ز عشق رنگها دارم من در عشق تو از ملامت بىخبران * بر جان و جگر خدنگها دارم من ! 201 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً . . . گفته‌اند : حسنه‌اى كه مؤمنان در اين جهان مىخواهند علم و عبادت است و حسنهء آن جهانى بهشت و رؤيت است ، اين جهان شهود اسرار است و آن جهان رؤيت ابصار ، اين جهان توفيق خدمت ، و آن جهان تحقيق وصلت ، اين جهان اخلاص در طاعت و آن جهان خلاصى از حرقت ، اين جهان حلاوت طاعت و آن جهان لذّت مشاهدت ، اين جهان را عمل بايد در طاعت ، آن جهان را درد بايد در معرفت ، و از عمل تا درد راه دور است ، و كسى كه بينائى ندارد معذور ! حاصل آن عمل حور و قصور است و صاحب اين درد در غرفهء نور ! اى راه تو را دليل دردى * فردى تو و آشنات فردى وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا . . تا آخر آيه . . آن‌كس كه دنيا خواست لا محاله از ثواب عقبى بازماند ، آن‌كس